آیا اعلامیه جهانی حقوق بشربا تئوریهای اسلام خوانایی دارد؟؟ بخش اول نوشتاردوم... آهنگ
اصل سوم وچهارم اعلامیه جهانی حقوق بشر......
اصل سوم........ هرکی حق زندگی وامنیت شخصی دارد
اصل چهارم.......هیچکس رانمی توان دربردگی نگاه داشت وداد وستدبردگی بهرشکل که باشد ممنوع است.
اصل سوم اعلامیه حقوق بشروقوانین اسلامی
افراد غیرمسلمان وخدا ناپرستان حق زندگی وبرخورداری از حقوق همگانی وقانونی رابعنوان یک عضوجامع بدون درنظرگرفتن اصل حقوق برابرشهروندی را نداشته وعضودرجه دومی بحساب می آیند که وجود آنها به نوعی تحمل می گردد!! فشاربر دگراندیشان وغیرمسلمانان درکشورهایی که قوانین آنها برگرفته ازاسلام است خودبیشترین دلیل این مدعاست.........
علمای اسلام به گونه کلی گناهان رابه دوگروه بزرگ وکوچک تقسیم می کنند وگناهان بزرگ شامل هفت گناه می گردد که یکی از آنها ایمان نیاوردن به اسلام است! که ازقتل و ودزدی وزنای محصنه نیزشنیع تراست...
اصل چهارم اعلامیه حقوق بشروقوانین اسلامی....
دراسلام وقران برده داری بعنوان یک اصل نهادینه و تبلیغ شده است بگونه ایکه در سوره سوم آیه نسا چنین می خوانیم>>>>> مسلمانان بابرده های خود می توانند بدون برگزاری مراسم زناشویی زندگی مشترک وهمخوابگی داشته باشند.........
ممکن است که برخی چنین ابراز عقیده نمایند که این قانون شامل اکنون نمی گردد .. واین اگرچه تاحدودی صحیح است ولیکن وجود قوانین نابرابر وزن ستیز درجوامع اسلامی درحقیقت نوعی مدرنیزه کردن وتحت قائده درآوردن وبروزرسانی همین قوانین مدون وتثبیت شده درقران واسلام می باشد.....
برسمیت شناختن تعدد زوجات و عقدموقت وشیربها ومهریه وحق سرپرستی و دیه و نیمه ارث وشهادت ودیه وحق طلاق و نگاه کردن به زن بعنوان یک کالا وموجود دست دوم که باید فرمانبردهد بی چون وجرای مرد باشد درواقع همان قوانین بردگی است که توسط اسلامیون بروزشده اند!!!
